روشهای نوین کشاورزی و جدید ترین یافته های علوم زیستی

توليد و مصرف كود در ايران

امروز از كودها به عنوان ابزاري براي نيل به حداكثر توليد، در واحد سطح استفاده مي شود ولي مصرف كود بايد بتواند علاوه بر افزايش توليد، كيفيت محصولات كشاورزي را ارتقاء داده و ضمن آلوده نكردن محيط زيست به خصوص آبهاي زيرزميني، تجمع مواد آلاينده نظير نيترات را در اندامهاي مصرفي محصولات زراعي را به حداقل مقدار ممكن تنزل دهد تا سلامتي انسان و دام نيز تامين شود.

متاسفانه در گذشته مصرف كودهاي شيميايي  در كشور نامتعادل بود. و تطابقي با نياز واقعي گياه نداشت. در حالي كه در دهه 1360 مصرف كودهاي نيتروژني و فسفاتي هر سال ، از روند رشد بيش از ده درصد برخوردار بود، از مصرف كودهاي پتاسيمي به دلايل نه چندان معقول خبري نبود. اين در حالي است كه در كشورهاي پيشرفته نسبت مصرف نيتروژن(N)، فسفر(P­2O5) و پتاسيم (K2O) به ترتيب در حدود 100 ، 50 ، 40 است (مقدار متوسط جذب توسط محصولات زراعي معمولا به نسبت 10، 2 و 8 است ). اين نسبت مصرف در ايران تقريبا 100، 80 و 5 مي باشد و برخلاف آهكي بودن خاكها معمولا از عناصر كم مصرف (ريزمغزيها) نيز استفاده نمي شود. چنين به نظر كه در اين سير عدم تعادل، فسفر دائما كفه سنگين ترازو را به خود اختصاص داد و عناصر كم مصرف در كفه ي سبك قرار داشته اند. مطالعه هاي انجام شده در برخي از مزارع سيب زميني ايران نظير فريدون اصفهان و همدان طبق گزارش هاي مستند موجود، در مجموع بيش از 2000 كيلوگرم در هكتار، اوره وفسفات آمونيوم مصرف مي شده، و این در حالي است كه از كودهاي پتاسيمي و عناصر كم مصرف استفاده نمي شده است.

افزايش توليد مواد آلي در كشور به وسيله بخش خصوصي و دولتي مي تواند در دهه آينده درصد مواد آلي خاكهاي زراعي كشور را حداقل تا يك درصد افزايش دهد. چون تحت چنين شرايطي مي توان بدون افت عملكرد، تا حدودي از مصرف كودهاي نيتروژنه و مقدار قابل توجهي از كودهاي فسفاتي در سطح كشور كاست.

نظر به حلاليت فراوان كودهاي نيتروژنه (اوره و نيترات آمونيوم) و توسعه ي حدود ريشه محصولات زراعي در اوايل زمان كاشت، مي بايستي در مصرف بيش از كاشت اين قبيل كودها تجديد نظر كرد و براي افزايش بهره دهي، اين نوع كودها به صورت تقسيط مصرف شوند و حتي مي توان در محصولات زراعي مانند ذرت، سيب زميني و چغندر قند به آلومينوم موجود در فسفات آمونيوم اكتفا كرده و از مصرف قبل از كاشت اين كودها خودداري نمود.

در حالي كه براي تامين نيتروژن مورد نياز اكثر محصولات زراعي به ويژه درختان ميوه، چاي، مركبات و زيتون به خصوص در مناطق سيردسير، ديم زارها، مراتع و مزارع كم آب به سهولت مي توان از نيترات آمونيوم استفاده كرد ولي به دلايل نامعقولي كارخانه توليد نيترات آمونيوم در مرودشت شيراز با ظرفيت 200 هزار تن در سال، به تعطيلي كشانده مي شود. اين در حالي است كه وزارت جهادكشاورزي براي آمونيوم موجود در فسفات آمونيوم، 30 درصد ارز اضافي، هزينه مي كند. مصرف نيترات آمونيوم حتي در مقايسه با اوره، از مزاياي زيادي از جمله تصعيد كمتر و نيترات بيشتر برخورداراست. نتايج چندين تحقيق در زراعتهاي ذرت و گندم ديم، نشانگر برتري نيترات آمونيوم بر اوره بوده است. بديهي است اگر مصرف كودهاي نيتروژن به همين صورت پيش رود، بهتر است به جاي اوره خالص از اوره با پوشش گوگردي استفاده شود. در صورت توليد قابل توجه سولفات آمونيوم در كشور، مصرف آن در باغها بر اوره برتري دارد چون گوگرد هماند فسفر نقش اساسي در رشد گياه دارد .

كود سوپرفسفات تريپل به دليل داشتن خصوصيات بهتر، به خصوص داشتن عناصر كم مصرف و ارزاني قابل توجه آن در مقايسه با فسفات آمونيوم در بازار جهاني مي بايستي جايگزين فسفات آمونيوم در كشور شود. چون در صورت اعمال چنين سياستي علاوه بر صرفه جويي ارزي، از مصرف بي رويه آن نيز به دليل عدم تاثير در افزايش عملكرد در خاكهايي كه مقدار فسفر قابل استفاده آنها بيش از 15 ميلي گرم در كيلوگرم مي باشد، خودداري شده و آثار ضديتي فسفر نيز كه در نهايت كمبود عناصر كم مصرف بويژه روي را به دنبال دارد. از بين خواهد رفت. در ضمن امكان توليد آن در داخل كشور با توجه به معادن سنگ فسفات موجود در يزد، بهبهان و زنجان نيز وجود دارد.

براي افزايش كمي وكيفي محصولات زراعي به خصوص انواع پتاسيم دوست و افزايش تحمل گياهان زراعي برنج و گندم نسبت به بيماريها و كم آبي، مصرف پتاسيم در خاكهايي كه پتاسيم آنها كمتراز 250 ميلي گرم در كيلوگرم مي باشد، توصيه مي شود.

بديهي است به دليل گراني سولفات پتاسيم نسبت به كلريد پتاسيم مي توان از كلريد پتاسيم نيز در خاكهايي كه ميزان كلر آنها كمتر از 150 ميلي گرم بر كيلوگرم و درآبهاي آبياري كه ميزان كلر آنها كمتر از چهارميلي گرم بر ليتر باشد، در سطح وسيعي استفاده كرد.  علاوه بر اين ، امكان تهيه كلريد پتاسيم و سولفات پتاسيم از شورديم هاي كوير خورو بيابانك در ايران وجود داشته و تبديل كلريد پتاسيم به سولفات پتاسيم نيز با توجه به توليد اسيد سولفوريك مازاد، كاري است كه در حال حاضر وزارت جهاد كشاورزي عملي شدن آن را پيگيري مي كند.

مصرف كودهاي شيميايي بر خلاف افزايش توليد محصولات كشاورزي در سطح كشور بي رويه و نابهنگام بوده و متناسب با مقدار برداشت عناصر غذايي از خاك نيست در حالي كه در دهه 1360 رشد مصرف كودهاي نيتروژني و فسفاتي بيش از 10% بوده است، ولي از كودهاي پتاسيمي و عناصر كم مصرف به خصوص كودهاي محتوي آهن(Fe)، روي (Zn) و بور (B) استفاده نمي شده است. نسبت معقول نيتروژن (N) فسفر (P2O5) و پتاسيم (K2O) در دنيا بويژه در كشورهاي پيشرفته، حدود 100، 40 و 40 است ، در صورتي كه اين نسبت در سال 1375 در كشور ما حدود 100 ، 80 و 5 بود.

 

عناصر غذایی

الف) عناصر پر مصرف

1- نيتروژن

 نيترات و آمونيوم منابع اصلي نيتروژن معدني جذب شده توسط گياه هستند. بيشتر آمونيوم در ريشه به ساختارهاي آلي تبديل مي شود. در حالي كه نيترات درآوند چوبي پويا بوده در واكوئل ريشه، شاخسار يا ساير اندام ذخيره اي نگهداري مي شود. نيترات ذخيره شده در واكوئل ها در برقراري توازن آنيون- كاتيون داخل سول ها، تنظيم فشار اسمزي در برخي گياهان بويژه گياهان نيتروژن دوست و نيز از لحاظ كيفيت سبزيها و گياهان برگي داراي اهميت است. البته نيترات قبل از قرار گيري در ساختارهاي آلي و ايفاي وظايف خود در گياه بايد احياء شده ، به شكل آمونيوم تبديل شود. اهميت كاهش و تثبيت نيترات براي گياه، شبيه اهميت كاهش و تثبيت Co2 در فتوسنتز است.

مقدار نيتروژن مورد نياز گياه بسته به گونه گياه، مرحله رشد و اندام مورد نظر ، بين 2 تا 5 درصد وزن خشك است. با كاهش نيتروژن ، رشد گياه كاهش يافته، اين عنصر از برگهاي بالغ پويا شده، به برگهاي جديد و جوان منتقل مي شود. بنابراين علائم كمبود نيتروژن در برگهاي مسن ظاهر مي شود. افزودن نيتروژن به محيط نه تنها ريزش برگها را به تاخير مي اندازد، شكل ظاهري گياه را نيز تغيير مي دهد. افزايش نيتروژن سبب بالا رفتن نسبت وزن خشك شاخسار به ريشه مي شود. اين امر همچنين سبب كاهش جذب آب و عناصر غذايي از خاك در مرحله آخر رشد گياه مي شود.

 

2-گوگرد

گوگرد جزئی از اسيدهاي آمينه سيستين ، سيستئين و متونين و پروتئين هاي حاصل از آنهاست. هر سه اسيد آمينه پيش ساز ساير تركيبات گوگرددار، نظير كوانيزم ها مي باشند. گوگرد يا در ساختمان اين تركيبات قرار داشته (R-C-S-C-R) يا به عنوان گروه عامل (نظير R-SH) مستقیما در واكنشهاي متابوليكي گياه نقش دارد. حدود 20 درصد گوگرد آلي احياء در گياه در بخش تيول

(-SH) محلول در آب مي باشد. تري پپتيد گلوتاتيون بيش از 90 درصد بخش تيول را تشكيل مي دهد. گلوتاتيون وظايف متعددي در گياه بر عهده دارد. براي تشكيل اين تركيب، ابتدا گلوتاميل سيستئين همراه مي شود. اين فرايند توسط آنزيم سينتتاز گلوتاتيون انجام مي شود. منيزيم براي فعاليت اين آنزيم لازم است. در برخي از بقولات در مرحله دوم به جاي گليسين ، آلانين توسط آنزيم استفاده شده در نتيجه هموگلوتاتيون تشكيل مي شود كه نقش آن شبيه گلوتاتيون است مقدار گلوتاتيون در برگها بيشتر از ريشه بوده، بيش از 50 درصد گلوتاتيون برگ نيز در كلروپلاست قرار دارد. گلوتاتيون محلول در آب بوده يك آنتي اكسيدانت قوي در گياه مي باشد. اهميت اين تركيب احتمالا بيش از سيستم كاهش سيستين- سيستئين ميباشد. گلوتاتين و آسكوربات كه هر دو آنتي اكسيدانت بوده، در كلروپلاست قرار دارند. در سميت زدايي راديكال هاي اكسيژن و پراكسيد هيدروژن مثلا در چرخه اسكوربيك اكسيداز وگلوتاتيون رداكتاز نقش كليدي عهده داراند.

 

3- فسفر

فسفر برخلاف نيتروژن و گوگرد، در گياه كاهش نمي يابد، بلكه در بالاترين سطح اكسيداسيون قراردارد. فسفر بعد از جذب، توسط گياه(به طور عمده به شكل H­2Po4-) به استرهاي ساده فسفات نظير قندهاي فسفات دار تبديل شده يا از طريق پيوند پيرو فسفات به يك فسفات ديگر متصل مي شود (نظير ATP) .

اهمیت فسفر در ساختار های مولکولی درشت نظیر اسید های نوکلوئیک کاملا مشخص است. واحد های DNA  حامل اطلاعات ژنتیکی بوده، واحد های RNA  مسئول انتقال اطلاعات ژنتیکی می باشد. هم در RNA و DNA  ،فسفات پلی بین واحد های ریبونوکلوئید بوده، مولکول های درشت را می سازد.

 

4- پتاسیم

جذب پتاسیم انتخابی و با مصرف انرژی همراه است. پویایی این عنصر در سلولها، بافت ها و آوند های چوبی و آبکش گیاه زیاد است. پتاسیم فراوان ترین کاتیون سیتوپلاسم بوده، آنیون های همراه با آن سهم زیادی در تنظیم پتانسیل اسمزی یاخته ها و بافت گیاهان شیرین رست دارند.

پتاسيم به دلايل مختلف در تنظيم روابط آب در گياه اهميت دارد. اين عنصر در ساختارهاي متابوليكي قرار ندارد و كمپلكس هاي ضعيف با تركيبات آلي تشكيل مي دهد. پتاسيم تاثير زيادي برفتوسنتز دارد. اين كاتيون همراه با پروتون از غشاء تيلاكوئيد عبور نموده ، براي ايجاد شيب PH در عرض غشاء و ساخت ATP(فسفريلاسيون نوري) لازم است. نقش پتاسيم در تثبيت Co2 مشخص شده است . افزايش غلظت پتاسيم محلول خارجي سبب افزايش تثبيت Co2 مي شود. در مقابل با آسيب ديدن غشاء و افزايش جريان خروجي پتاسيم تثبيت Co2 به شدت كاهش مي يابد.

 

5-كلسيم

كلسيم يك كاتيون دو ظرفيتي به نسبت بزرگ با انرژي آبپوشاني كم است . بخشی از كلسيم در ساختمان آپوپلاسم و بخش ديگري به صورت تبادلي در سطح خارجي غشاء پلاسمائي وجود دارد. مقدار زيادي كلسيم در واكوئل ها قرار داشته ولي غلظت آن در سيتوپلاسم، بسياركم است. به همين دليل، حركت سمپلاسمي كلسيم از يك سلول به سلول ديگر و نيز داخل آوند آبكش، كم اهميت است. كلسيم به سبب ظرفيت بالاي هماوري، در ساختمان مولكول هاي درشت قرار دارد.

كلسيم به عنوان پيغام دهنده ثانوي در ارسال علائم تغييرات محيطي و تنظيم واكنش گياه از لحاظ رشد و نمو داراي نقش است.

 

6- منيزيم

منيزيم يك كاتيون دو ظرفيتي كوچك با انرژي بالاي آبگيري است . ساير كاتيون ها نظير پتاسيم، آمونيوم ، كلسيم ، منگنزو هيدروژن، جذب منيزيم را كاهش مي دهند. بنابراين يكي از عوامل مهم كمبود منيزيم، رقابت ساير كاتيون ها مي باشد.

منيزيم پيوندهاي يوني محكمي با گروه هاي فسفريل تشكيل داده وظايف متعددي در گياه عهده دار است. بيشتر پيوندهاي منيزيم از نوع يوني مي باشد، اگرچه در مولكول كلروفيل ، پيوند كوالانت تشكيل مي دهد. در برخي از آنزيم ها نظير كربوكسيلاز ريبولوزبيس فسفات، وجود يك كاتيون مثلا منيزيم براي اتصال بين آنزيم و ماده اوليه لازم است. منيزيم در تنظيم PH سلولي و توازن كاتيون – آنيون مورد نياز مي باشد.

منيزيم در مولكول كلروفيل برگ، اتم مركزي مي باشد . مقدار منيزيم كلروفيل تا حد زيادي به غلظت منيزيم محيط خارجي بستگي دارد. در نور كم ، منيزيم كلروفيل ممكن است بيش از 50 درصد افزايش يابد. بسته به وضعيت تغذيه اي گياه، بين 6 تا 25 درصد كل منيزيم در كلروفيل قرار دارد. بقيه منيزيم (5 تا 10 درصد) در پكتات ديواره سلولي برگها وجود داشته ، يا به شكل نمكهاي كم محلول (نظير فسفات) در واكوئل ، رسوب كرده است. حدود 90-60 درصد باقي مانده منيزيم با آب قابل عصاره گيري است. اگر نسبت منيزيم در كلروفيل از 25-20 درصد تجاوز كند ، كاهش رشد و ظهور علايم كمبود منيزيم ظاهر مي شود.

 

ب) عناصر معدنی كم مصرف

1 ) آهن

در سيستم هاي هوازي كه PH آنها در محدوده فيزيولوژيكي قرارداد ، غلظت يونهاي Fe3+ و Fe2+ كمتر از 10 مولار است بنابراين، كلات هاي Fe3+ و گاهي اوقات Fe2+ ، شكل هاي غالب آهن در محلول خاك يا محلول هاي غذايي مي باشند. به طور كلي آهن دو ظرفيتي شكل اصلي آهن قابل جذب گياه بوده، به آهن سه ظرفيتي ارجح است، اما اين به گونه گياه (استراتژي نوع اول و دوم) بستگي دارد. در انتقال طولاني مسير يون ها در آوندهاي چوبي، كمپلكس هاي Fe3+ غالب هستند.

آهن عنصري انتقالي بوده ويژگي اصلي آن شركت در واكنشهاي اكسايش و كاهش است. اين عنصر، توانايي بالائي براي تشكيل كمپلكس هاي هشت وجهي با ليگاندهاي مختلف دارد. بسته به نوع ليگاند، پتانسيل اكسايش و كاهش آهن به مقدار زيادي متغير است. اين تنوع در پتانسيل اكسايش در سيستم­هاي زيستي اهميت ويژه­اي دارد. تمايل آهن براي تشكيل كمپلكس باليگاندهاي مختلف نظير اسيدهاي آلي يا فسفات هاي معدني، باعث مي­شود تا انتقال كوتاه يا طولاني مسيرFe3+ وFe2+ اهميت زيادي نداشته باشد. به علاوه در سيستم هاي هوازي، يون هاي Fe3+ و Fe2+   و بسياري از كلات هاي آهن در توليد راديكال هاي هيدروكسيل و اكسيژن بسيار موثرند براي مثال O2+Fe3+®O2- +Fe3+ يا در واكنش فنتون H­2o2 + Fe2+®Fe3+OH + OH-  اين راديكال ها مسئول اصلي اكسايش اسيدهاي چرب غير اشباع غشا سلولي مي باشد.

براي كاهش خسارت ناشي از اكسايش ، آهن به پروتئين هاي «هم» و «غيرهم» متصل مي شود تا امكان برگشت پذيري اين واكنشها فراهم شود.

 

2- منگنز

 منگنز ممكن است در وضعيت هاي مختلف اكسايش (MN7+, MN6+, MN4+, MN3+, MN2+, MN1+)   

وجود داشته باشد. اما در سيستم هاي زيستي، اين عنصر به طور عمده به صورت دو، سه و چهار ظرفيتي مي باشد. منگنز دو و چهار ظرفيتي، كاملا پايدار و منگنز سه ظرفيتي ، ناپايداراست. منگنز دو ظرفيتي، شكل اصلي اين عنصر در گياهان بوده ولي به راحتي به فرم سه و چهار ظرفيتي اكسيد مي شود. بنابراين منگنز در مراحل اكسايش و كاهش نقش مهمي ايفا مي كند. منگنز دو ظرفيتي ، پيوندهاي نسبتا ضعيفي با ليگاندهاي آلي تشكيل مي دهد.

نقش منگنز در فتوسنتز با مطالعه بر روي جلبك هاي سبز مشخص شده است. مقدار منگنز مورد نياز براي جلبك كلرلا را در شرايط اتوتروفيك (توليد كربوهيدرات هاي از طريق فتوسنتز) هزار برابر كمتر از هتروفيك(تاريكي و وجود كربوهيدرات) مي باشد در بين فرايندهاي مختلف، فتوسنتز بيشترين حساسيت را به كمبود منگنز دارد. كاهش منگنز برگهاي جوان، تاثير كمي بر مقدار كلروفيل يا وزن خشك برگ دارد. اما فتوسنتز را تا بيش از 50 درصد كاهش مي دهد. با رفع كمبود منگنز، در طي يك روز، فتوسنتز به حالت طبيعي بر مي گردد.

 

3) روي

كمبود روي، سبب اختلال در فرايندهاي سلولي و در نتيجه ، كاهش شديد رشد و نمو گياه مي شود . اثرات نامطلوب كمبود روي در بافتهاي مريستمي ظاهر مي شود. در چنين مواقعي، بافت هاي مريستمي به ويژه جهت ساخت پروتئين ، نياز زيادي به روي دارند. روي در سوخت و ساز DNA و RNA، ساختمان كروماتين و جهش ژني ، نقش به سزايي ايفا مي كند. اهميت روي در ساخت برخي پروتئين هاي موثر در فرايند همانند سازي DNA و نسخه برداري ژني ، مشخص شده است نقش روي در تنظيم جهش ژني يكي از موضوعاتي است كه در حال حاضر مورد توجه پژوهشگران مي باشد.

ساختمان و عملكرد غشاء هاي سلولي به شدت تحت تاثير كمبود روي قرار مي گيرد. روي هم در تكامل ساختار غشاء و هم در حفاظت آن در برابر صدمات مختلف، نقش ايفا مي كند. روي با اتصال به فسفو ليپيدها و گروههاي سولفيدريل غشاء سلولي، سبب پايداري اين غشاء ها مي شود. بنابراين روي اين تركيبات را در برابر خسارت هاي ناشي از اكسايش محافظت مي كند.

 

4) مس

مس يك عنصر انتقالي بوده، همانند آهن در واكنش هاي انتقال الكترون شركت مي كند. مس به راحتي از حالت دو ظرفيتي به يك ظرفيتي كاهش مي بابد. نقش اصلي اين دو عنصر در گياه، فعال كردن، آنزيم واكنش هاي اكسايش و كاهش است. مس براي اتصال به گروههاي پپتيد و سولفيد ريل تمايل زيادي داشته، در پروتئين هاي غني از سيستئين و نيز در گروههاي فنليك و كربوكسيليك به وفور يافت مي شود. بيش از 98 تا 99درصد مس محلول خاك، ريشه گياه و شيره آوند چوبي، به شكل كمپلكس شده با ليگاندهاي مختلف وجود دارد.

 

5) موليبدن

مولیبدن يك عنصر انتقالي بوده در محيط هاي محلول به طور عمده به شكل آكسي آنيون(موليبدات) (MoO42-) و تا حدي Mo(VI) مي باشد. موليبدن به شكل Mo(v) Mo(VI) در برخي آنزيم ها وجود دارد. اين عنصر از لحاظ رفتار الكتروني شباهت زيادي با واناديوم و به ويژه تنگستن دارد. ويژگيهاي موليبدات ، هماند ساير آنيون هاي معدني دو ظرفيتي نظير سولفات و به ويژه فسفات مي باشد. قابليت استفاده موليبدن در خاك و جذب آن توسط گياه نيز تحت تاثير اين آنيون ها مي باشد.

موليبدن درآوندهاي چوبي و آبكش پويا بوده ،احتمالا به شكل (MoO42-) انتقال مي يابد. نياز گياهان به موليبدن ، كمتر از ساير عناصر معدني است. وظايف موليبدن در گياه با تغيير بار آن مرتبط است .

فقط در تعداد محدودي از آنزيم هاي گياهي، موليبدن نقش كوفاكتور دارد. در اين آنزيم ها، موليبدن هم نقش ساختماني و هم كاتاليزوري داشته، مستقيما در واكنش هاي اكسايش و كاهش شركت دارد. اين آنزيم ها ، شامل رداكتاز، نيتروژناز، زانيتن اكسيداز، هيدروژناژ و احتمالا سولفات رداكتاز مي باشد. بنابراين موليبدن در سوخت و ساز نيتروژن نقش داشته. نياز گياه به اين عنصر به مقدار زيادي به منبع نيتروژن بستگي دارد.

 

6- بور

يكي از عناصر شبه فلزي بوده ، ويژگيهاي آن حد واسط فلزات و غير فلزات است. اسيد بوريك، يك اسيد بسيار ضعيف بوده در محلول هاي با PH كمتر از 7 به صورت تفكيك نشده وجود دارد. در PH بالاتر از 7 ، اسيد بوريك با پذيرش يون هاي هيدروكسيل آب به شكل آنيون چهار وجهي بورات در مي آيد:

B(OH)3 + 2H2O Û B(OH)-4 +H3O

در غلظت هاي بالاي بور(بيش از 25 ميلي مولار) فقط گونه هاي B(OH)-4 و B(OH)3  در محلول هاي آبي وجود دارد. نقش بور در تغذيه گياه، كمتر از ساير عناصر معدني شناخته شده است . البته بر پايه مولي، مقدار نياز گياهان (دست كم دو لپه اي ها) به بور بيش از ساير عناصر كم مصرف است . در برخي گياهان نظير آفتابگردان به راحتي مي توان تغييرات متابوليكي و  علايم ظاهري كمبود بور را تشخيص دارد. بور در ساختار آنزيم ها شركت نداشته، نقش آن در فعال كردن آنزيم ها ثابت نشده است. از وظايف بور مي توان به انتقال قندها، ساخت ديواره سلولي، ليگنيني شدن ، سوخت و ساز كربوهيدرات ها، سوخت و ساز RNA تنفس، سوخت و ساز ايندول استيك اسيد (IAA) ، فنل و غشاء هاي پلاسمايي اشاره كرد در واقع بور در بسياري از فرايندهاي متابوليكي شركت داشته ، همانند هورمون ها اثر «آبشاري» دارد.

 

7- كلر

كلر در طبيعت فراگير بوده، در محلول خاك به شكل يون يك ظرفيتي است. نمكهاي كلر، حلاليت بالايي دارد. اين عنصر در خاك پويا بوده . به راحتي جذب گياه مي شود. پويايي آن در انتقال طولاني مسير و كوتاه مسير نيز بالاست. كلر در گياهان به طورعمده به شكل آنيون آزاد بوده ، يا به مواضع هاي تبادلي متصل شده است. بيش از 130 تركيب آلي كلردار درگياهان عالي شناخته شده است. ميانگين كلر درگياهان بين 2 تا 20 ميلي گرم در گرم ماده خشك و حدود عناصر پر مصرف مي باشد. اما غلظت كلر مورد نياز گياه حدود 2/0 تا 4/0 ميلي گرم در گرم ماده خشك مي باشد. با توجه به وجود كلر در منابع مختلف نظير آب آبياري ، ذخاير خاك ، باران ، كودها و آلودگي هوا، سميت كلر بيش از کمبود آن مورد توجه است.

كلر براي تفكيك آب در سيستم نوري دوم لازم است . در واقع تكامل اكسيژن در مراحل فتوسنتز نيازمند كلر است. البته نقش اصلي را منگنز دارد، اما دركنار منگنز، يك آنيون ساده شبيه كلر لازم است. كلر سبب پايداري حالت اكسايش منگنز مي شود.

 

 

کودها

كودهاي حاوي نيتروژن (شيميايي و زيستي)

كودهاي نيتروژني به دو گروه زيستي و شيميايي تقسيم مي شوند. مهمترين كودهاي نيتروژني عبارتند از :

- اوره:

 اوره از تركيب آمونياك و گاز كربنيك در شرايط حرارت و فشار بالا توليد مي شود. درصد نيتروژن آن بيش از دو برابر نيتروژن سولفات آمونيوم (21 درصد) است . اوره از نظر واحد نيتروژن مناسب ترين كود جامد مي باشد.

اوره با پوشش گوگردي :

 اوره با پوشش گوگردي يكي از كودهاي كند رها مي باشد كه داراي 35 درصد نيتروژن است و به علت داشتن يك لايه از گوگرد روي آن حلاليت كودبه آهستگي صورت مي گيرد و در نتيجه نيتروژن به كندي در اختيار گياه قرار گرفته و از شستشوي سريع كود اوره نيز جلوگيري مي شود. اين كود به علت داشتن گوگرد و آهكي بودن خاكها، در جهت كاهش PH موضعي خاك نيز مناسب مي باشد.

- سولفات آمونيوم :

اين كود از تركيب آمونياك و اسيد سولفوريك به دست مي آيد. به علت اسيد زايي هنگام اضافه شدن به خاك، PH ریزوسفر را تا حدودي پايين مي آورد . اين كود يكي از كودهاي مناسب براي خاك هاي آهكي به شمار مي رود. چون هم داراي گوگرد بوده و هم اسيد زا مي باشد. اين كود داراي 24 درصد گوگرد و 21 درصد نيتروژن است و از نظر قيمت با توجه به ميزان نيتروژن آن يكي از گرانترين كودهاي نيتروژني است، ولي مصرف آن براي محصولات، باغي و سبزي و صيفي كه توليد كننده به دنبال بهبود كيفيت محصولات توليدي خود مي باشد، اكيدا توصيه مي گردد.

نيترات آمونيوم:

 محتوي 34 درصد نيتروژن است. اين كود از تركيب اسيد نيتريك، حاصله از اكسيداسيون آمونيوم با آمونياك به دست مي آيد. اين كود به اندازه مساوي نيتروژن آمونياكي و نيتراتي دارد و از نظر اسيد زايي يك كود خنثي است و ماده اي است كه به راحتي منفجر و مشتعل مي شود و مقدار زيادي آب رابه خود جذب مي كند و به صورت كلوخه در مي آيد. مشكل قابليت انفجار را مي توان با اضافه كردن كود فسفات آمونيوم و يا ساير مواد بر طرف كرد.

 

نيترات فسفات آمونيوم :

كود نيترات فسفات آمونيوم از مخلوط فيزيكي 80 درصد نيترات آمونيوم و 20 درصدي آمونيوم فسفات به دست مي آيد . (به منظور جلوگيري از خطرات انفجاري كود نيترات آمونيوم) اين كود حدود 30 درصد نيتروژن و 8 درصد فسفر دارد.

كود اوره نيترات آمونيوم :

يكي از كودهاي مايع نيتروژني كود اوره آمونيوم نيترات با 32 درصد نيترژون مي باشد. كه در چند سال اخير در اروپا مصرف زيادي پيدا كرده است. مصرف خاكي اين كود در خاك هاي بدون خاك ورزي ممكن است باعث هدر رفتن آن شود. ولي مصرف آن به همراه آب آبياري و محلول پاشي مي تواند اين اثر را كاهش دهد. اين كود به عنوان يك منبع نيتروژني براي مصرف سرك نيز مناسب است.

 

كود كامل ماكرو:

اين كود كه معمولا با فرمول 1% +15-10-15 ساخته مي شود، به سه صورت مخصوص مزارع غير شور با بنيان كلرور پتاسيم (Mop) ، مخصوص باغها و اراضي شور با بنيان سولفات پتاسيم (Sop) و مخصوص كود آبياري با بنيان EDTA براي عناصر كم مصرف و ساير منابع كودهاي قابل حل، توسط بخش خصوصي توليد و توسط شركت خدمات حمايتي كشاورزي، در سطح كشور توزيع مي گردد. كارايي نيتروژن موجود در اين كودها كه بيشتر از اوره و سولفات آمونيوم مي باشد، تحت بررسي است. در نتايج اوليه نشان داده شده كه كود كامل ماكرو بيشترين كارايي را داشته است.

 

كودهاي زيستي :

 رايج ترين كودهاي بيولوژيك با استفاده از ارگانيسمهاي مربوط به گروه هاي زير تهيه مي شوند كه عبارتند از : باكتريهاي تثبيت كننده نيتروژن مولكولي دي ازوتروف ها، قارچهاي ميكوريزي، موجودات ذره بيني حل كننده فسفات هاي نامحلول باكتريهاي ريز وسفري، محرك رشد گياه، ميكروارگانيسم هاي تبديل كننده ي مواد آلي زايد به كمپوست و كرمهاي خاكي توليد كننده ورمي كمپوست.

 

كودهاي حاوي پتاسيم

كودهاي پتاسيمي عمدتا به وسيله استخراج نمكهاي پتاسيمي از رسوباتي كه خود از تبخیر درياچه ها و درياهاي بسته تشكيل شده و در دورانهاي مختلف زمين شناسي و يا از طريق خشكاندن آب درياچه هاي نمكي به وجود آمده اند، ساخته شده اند. منبع عده اين ذخاير در كشورهاي فدراتيو روسيه، آلمان، كانادا و فرانسه بوده و به مقدار كمي نيز در ديگر كشورها يافت مي شود. به دليل وجود همين مخازن، ساخت كودهاي پتاسيمي كم هزينه تر از كودهاي فسفاتي است.

 

از مهمترين كودهاي پتاسيمي مي توان به چهار نوع آن اشاره كرد:

كلروپتاسيم (MOP)[1] :

كلرورپتاسيم محتوي 50 درصد پتاسيم (60درصد اكسيد پتاسيم) بوده و حلاليت آن در آب حدود 35 درصد و مصرف سرك آن رايج است.با آن كه حدود 92 درصد كودهاي پتاسيمي مصرفي را كلرور پتاسيم تشكيل مي دهد، اما در برخي شرايط، حضور يون كلر مطلوب نمي باشد. اين حالت عمدتا براي گياهاني نظير سيب زميني مخصوصا هنگامي كه مصرف تازه فوري سيب زميني مطرح نبوده و از آن براي تهيه نشاسته استفاده مي گردد، صادق است.

  

سولفات پتاسيم (SOP)[2] :

سولفات پتاسيم محتوي 40 درصد پتاسيم (50 درصد اكسيد پتاسيم) بوده و در دماي معمولي حدود 12 درصد آن در آب حل مي شود. درصد حلاليت نيترات پتاسيم نيز بسيار بالا بوده و به سهولت مي توان از آن به صورت سرك مخصوصا در سبزيها و گلهاي بريده استفاده نمود.

 

نيترات پتاسيم :

نيترات پتاسيم داراي 38 درصد پتاسيم و 14 درصد نيتروژن بوده و حلاليت آن در آب در دماي معمولي نزديك به 25 درصد است . نيترات پتاسيم از اثر اسيد نيتريك بركلرور پتاسيم حاصل گرديده و در صورت دارا بودن نيتراتهاي آمونيوم و يا سديم، جداسازي آن از طريق واكنشهاي شيميايي امكان پذير است.

 

سولفات پتاسيم محلول(سولوپتاس) :

سولوپتاس بامقادير بهينه از عناصر پتاس و گوگرد تركيب شده كه به سهولت قابل جذب در ريشه گياهان مي باشد. از آنجا كه سولوپتاس از 51 درصد K2O درصد SO4 تشكيل شده است از نظر غلظت عناصر غذايي بسيار غني مي باشد. سولوپتاس تقريبا فاقد كلر مي باشد. كودسولوپتاس به صورت پودر نرم سفيد رنگ وجود داشته و محلول آن اسيدي است. بديهي است اين PH پايين سبب افزايش درجه حلاليت فسفر، آهن و اكثر ريزمغزي هاي ديگر شده و نهايتا بهتر در دسترس ريشه قرارگرفته  همچنين، احتمال گرفتگي لوله ها در آبياري قطره اي در محلول اسيدي كمتر است.

 

كودهاي حاوي گوگرد:

عبارتند از :

گوگرد عنصري:

تركيبات حاصل از گوگرد عنصري از غليظ ترين كودهاي حاوي گوگرد مي باشد. گوگرد عنصري براي اينكه قابل جذب گياه باشد، پس از اضافه شدن به خاك به همراه مواد آلي و جاي گذاري عمقي در جوار رطوبت بايستي اكسيده و به سولفات تبديل شود تا توسط گياه قابل جذب باشد.

 

ساري كود(گوگرد كشاورزي گرانوله):

 اين كود حداقل حاوي 85 درصد گوگرداست. مقدار مصرف ساري كود در مزارع با توجه به نقش بسيار مثبت آن، حداقل 300 كيلوگرم در هكتار است. براي اينكه  اين كود موثر واقع شود، بايد آنرا همراه با مواد آلي مصرف نمود و همچني رطوبت خاك نيز كافي باشد.

 

گوگرد آلي گرانوله:

اين كود يكي از توليدات داخل كشور بوده و در راستاي نيل به افزايش مواد آلي خاكها، اصلاح PH خاك و نيل به كشاورزي پايدار توليد شده است اين كود محتوي حدودا 45درصد گوگرد، 45 درصد مواد آلي و 10 درصد بنتونيت مي باشد كه 90 درصد اندازه ذرات آن 2 تا 4 ميلي متر بوده و در كيسه هاي 25 كيلوگرمي عرضه مي گردد.

 

بيوفسفات طلايي محتوي روي‌:

اين كود به شكل پودري است. مقدار فسفر در اين كود20 درصد بوده كه با كمك باكتريهاي تيوباسيلوس به شكل قابل استفاده گياه در مي آيد. اين كود براي باغهاي ميوه آن هم در داخل چاله ها و يا كانال به همراه كودهاي ديگر و نيز در محصولات زراعي قبل از كاشت، قابل استفاده است.

بيوگوگرد طلايي: اين كود محتوي 100 درصد گوگرد پودري (گوگرد عنصري) مي باشد و هر بسته 25 كيلوگرمي، نيم كيلوگرم مايه تلقيح تيوباسيلوس دارد كه لازم است قبل از مصرف در باغهاي ميوه (به صورت چالكود) با تيوباسيلوس به صورت كامل مخلوط شود.

 

بيوفسفات طلايي محتوي روي:

 اين كودحاوي گوگرد پودري، خاك فسفات تغليظ شده، مواد آلي، باكتريهاي اكسيد كننده، گوگرد و سولفات روي ميباشد كه براي مصرف در باغها به صورت چالكود ارائه مي شود.

يادآوري 1-دركود بيوگوگرد طلايي، نيم كيلوگرم به ازاي هر كيسه 25 كيلوگرمي باكتري تيوباسيلوس وجود دارد.

يادآوري2- در كود بيوفسفات طلايي روي دار، در هر كيسه 25 كيلوگرمي ، 15 كيلوگرمي خاك فسفات غليظ شده توليد داخل، 5 كيلوگرم گوگرد پودري، 4 كيلوگرم كودآلي و يك كيلوگرم سولفات روي به علاوه يك كيسه نيم كيلوگرمي با كتري تيوباسيلوس وجوددارد.

 

 

 

استفاده مستقیم از خاک فسفات:

 از دیگر استفاده های باکتریهای تیوباسیلوس می توان به مصرف خاک فسفات در خاکهای آهکی اشاره نمود. در تحقیقاتی که توسط محققین انجام شد تلقیح تیوباسیلوس + خاک فسفات + گوگرد، باعث افزایش حلالیت خاک فسفات گردید و بیشترین حلالیت از کاربرد تیمار باسیلوس + خاک فسفات + گوگرد، محلول غذایی بدست آمد.

 

کودهای حاوی فسفر:

سنگ فسفات (آپاتیت) و یا خاک فسفات Ca10(po4)6F2 :

 منبع عمدۀ تهیۀ کودهای فسفاتی است که از منابع طبیعی غیرتجدید شونده به شمار می رود. ذخایری از سنگ فسفات که استخراج آن از نظر اقتصادی مقرون به صرفه باشد تنها در چند کشور (بیشترین معادن خاک فسفات در آمریکا، روسیه، شمال آفریقا و مقداری نیز در ایران البته با عیار پایین همچون خاک فسفات آسفوردی یزد واقع شده اند) وجود داشته که آنها نیز پایان پذیر می باشند. بنابراین، استفادۀ منطقی از کودهای فسفاتی و ارائه روشهایی مناسب برای بالا بردن بازدۀ آنها کاملاً ضروری است. بازدۀ کودهای فسفاتی در زراعتهای معمولی نسبتاً پایین بوده و مقدار جذب به وسیلۀ گیاه در سال اول کشت تنها 5 تا 20 درصد کود اضافه شده می باشد.

 

سوپر فسفاتها:

سوپر فسفاتها شامل سوپر فسفات ساده SSP (حاوی 20 درصد پنتا اکسید فسفر) و سوپر فسفات غلیظ TSP (حاوی 46 درصد پنتا اکسید فسفر) می باشند. ترکیب هر دو کود عمدتاً مونوکلسیم فسفات [Ca(HPO4)] بوده و مقدار کمی فسفاتهای آهن و آلومینیوم و دی کلسیم فسفات نیز به صورت ناخالصی در آنها موجود است. این کودها در آب محلول بوده و تنها اختلافی ناچیز بین اجزای محلول در آب و محلول در سیترات آنها مشاهده می شود.

 

اسیدهای فسفریک:

 اسیدهای فسفریک، بسته به درجۀ پلی مریزه شدن به صورت ارتو و پلی فسفات طبقه بندی می شوند. اسید فسفریک، همان گونه که پیشتر نیز گفته شد، از اثر اسید سولفوریک بر آپاتیت به دست می آید. اسید سوپر فسفریک، محتوی پلی اسیدها بوده و از حرارت دادن اسید ارتو فسفریک، انجام واکنشهای متراکم کننده، همراه با خارج شدن آب به دست می آید.

اسید ارتو فسفریک، محتوی 55 درصد پنتا اکسید فسفر (24 درصد فسفر) است. در خاکهای آهکی، مصرف مداوم این کود، خطر اسیدی شدن خاک را به دلیل خاصیت تامپونی خاک، به همراه ندارد.

 

فسفاتهای آمونیوم:

 درجه حلالیت ارتو و پلی فسفات آمونیوم در آب از سوپر فسفاتها بیشتر می باشد. این کودها از اثر ارتو یا پلی فسفریک اسید بر آمونیاک به دست می آیند. نسبت اختلاط این دو در فرآیند ساخت، مقدار آمونیوم و فسفر موجود در کود را مشخص می سازد. اگر از اسید ارتو فسفریک استفاده شود، مونو آمونیوم فسفات [(NH4)2H2PO4] و یا مخلوطی از این دو به دست می آید. از کودهای اسید فسفریک و مونو آمونیوم فسفات در آبیاری تحت فشار نیز استفاده می شود. مونو آمونیوم فسفات 11 درصد نیتروژن و 48 درصد پنتااکسید فسفر (20 تا 21 درصد فسفر) دارد. دی آمونیوم فسفات، به دلیل داشتن عیار بالای مواد غذایی و تمایل کم به جذب رطوبت و کلوخه شدن از کودهای بسیار مرغوب به شمار می رود.

 

کودهای حاوی کلسیم:

از مناسبترین کودهای حاوی کلسیم که در محلول پاشی می توان از آنها استفاده نمود عبارتند از کلرورکلسیم و نیترات کلسیم. استفاده از کلرور کلسیم به مراتب بهتر از نیترات کلسیم می باشد زیرا با مصرف نیترات کلسیم، نسبت نیتروژن به کلسیم (N/Ca) در میوه ها افزایش یافته و با افزایش مقدار نسبی آن، عمر ماندگاری میوه هایی نظیر سیب کاهش می­یابد.

(مناسبترین نسبت نیتروژن به کلسیم N/Ca در میوه های سیب کمتر از 100 است)

 

کودهای حاوی منیزیم:

کودهای حاوی منیزیم شامل سولفات منیزیم معدنی و صنعتی است. سولفات منیزیم معدنی (MgSO4.XH2O) دارای حداقل 7 درصد (برحسب اکسید منیزیم 11 درصد) منیزیم محلول و حداقل 36 درصد سولفات به علاوه 5 درصد مواد غیرمحلول در آب با pH حدود خنثی می باشد. ولی سولفات منیزیم صنعتی (MgSO4 . XH2O) دارای 9 درصد منیزیم خالص (برحسب اکسید منیزیم 16 درصد) ، 38 درصد سولفات و حداکثر یک درصد مواد غیرمحلول در آب داشته و pH حدود خنثی دارد.

 

کودهای حاوی روی:

عبارتند از:

- سولفات روی معمولی (ZnSO4, 7 H2O) که محتوی 24 درصد روی می باشد.

- سولفات روی خشک (ZnSO4 , 2H2O) محتوی 33 درصد روی می باشد که به صورت پودری و گرانوله در کشور توسط بخش خصوصی تولید و مصرف می گردد.

کلات روی Zn – EDTA محتوی 15-12 درصد روی بوده و عمدتاً برای محلول پاشی و در شرایطی با آب آبیاری قابل مصرف می باشد.

 

 

 

کودهای حاوی بور:

کودهای بوردار شامل سولوبور[3]، براکس[4] و اسید بوریک[5] می باشند که اسید بوریک مهمترین آنها است. این کود بیشتر به صورت مصرف خاکی و همراه با آب آبیاری قابل مصرف می باشد.

 

کودهای حاوی آهن:

از کودهای مهم آهن می توان سولفات آهن دو خصوصیات ظرفیتی (مصرف خاکی و محلول پاشی)، کودها ی کلاتی EDTA (محلول پاشی) و سکوسترین آهن (Fe-EDDHA) (مصرف با آب آبیاری) را نام برد.

 

کودهای حاوی منگنز:

از کودهای مهم منگنز می توان سولفات منگنز را نام برد که هم به صورت خاکی و هم محلول پاشی به کار می رود. رایج ترین کود منگنز با 16 و یا 26 درصد منگنز است. این کود در خاکهای آهکی قابل مصرف است. اکسید منگنز با حدود 70 درصد منگنز خالص به دلیل حلالیت محدود فقط در خاکهای اسیدی قابل مصرف است و در خاکهای آهکی ایران کاربردی ندارد. منابع دیگر این کود مثل: Mn-EDTA با 12 درصد منگنز نیز در دسترس است که با توجه به قیمت بالای این کلات، مصرف آن در شرایط حاد کمبود، به صورت برگپاشی توصیه می شود.

 

کودهای حاوی مولیبدن:

میزان مولیبدن کل خاک بین 2/0 تا 5 میلی گرم بر کیلوگرم است، اما ممکن است غلظت های بالاتر از 200 میلی گرم در کیلوگرم نیز در خاکهای مناطق نزدیک معادن مولیبدن و نایت وجود داشته باشد. مولیبدن در خاکها به میزان زیادی غیرقابل استفاده است. اطلاعات کمی در مورد توزیع مولییدن در پروفیل خاکها وجود دارد. اما مولیبدن اغلب به پیوند با مواد آلی تمایل دارد. مولییدن از طریق زیر می تواند به خاک افزوده شود:

کودهای شیمیایی: غلظت مولیبدن در نیترات آمونیوم کلسیم دار 56 mgkg-1، در سوپرفسفات 55 mgkg-1 یا 35، کلرو پتاسیم 26 mgkg-1 گزارش شده است.

اتمسفر: مقادیر کمی از Mo از طریق نشتهای اتمسفری وارد خاک می شود. حضور این عنصر در اتمسفر تا حدود زیادی از سوختن نفت و زغال سنگ به وجود می آید.

لجن فاضلاب: غلظت Mo در لجن فاضلاب به دلیل آلوده شدن به فاضلابهای صنعتی معمولاً بیشتر از خاک است. میانگین غلظت Mo در لجن فاضلاب که درچهار تحقیق گزارش شد، حدود 12 میلی گرم در کیلوگرم می باشد.

 

 

 

 

 


 

نشانه های ظاهری کمبود عناصر غذایی:

آثار سوء نشانه های کمبود عناصر غذایی در گیاه به شکلهای گوناگونی بروز می کند که از جمله می توان به نابودی کامل گیاهچه در ابتدای رشد بذر، توقف رشد (ممکن است گیاه کوچک از بین نرود)، علایم خاص شاخ و برگ (ظهور علائم کمبود یک یا چند عنصر که به صورت لکه های مختلف روی شاخه و برگ نمایان می شود)، اختلالات داخلی (ایجاد تغییرات در بافتهای پارانشیمی، آوندی، وجود اختلال در تشکیل میوه یا رشد ریشه)، دیر رسی محصول یا بروز اختلال در آن، کاهش عملکرد با یا بدون ظهور علایم شاخه و برگ (اگر بدون علایم باشد گرسنگی پنهان نامیده می شود). تغییر ترکیب، مرغوبیت، کیفیت و انبارداری محصول، اختلال در رشد و توسعه ریشه اشاره نمود. علایم کمبود عناصر غذایی، ناشی از اختلال در سوخت و ساز طبیعی گیاهان است. اکثر این علایم، اختصاصی است و امکان تشخیص کمبود عنصری که سبب نقص در سوخت و ساز گیاه و در نهایت کاهش رشد می شود، وجود ندارد.

 

به طور خلاصه علایم عمومی کمبود برخی عناصر غذایی در زیر آورده شده است. هر چند این علایم در تمام گیاهان به صورت یکسان نمایان نمی شود.

·        علایم کمبود فسفر: توقف رشد، برگهای کوچک و با رنگ سبز تیره، ارغوانی شدن برگهای پایینی.

·   علایم کمبود آهن: نازک و شفاف شدن و حتی سفید شدن برگهای جوان (مرکبات)، زرد شدن پهنک برگهای جوان و سبز باقی ماندن رگبرگهای آن.

·        علایم کمبود روی: نقاط زرد کرمی در زمینه سبز تیره برگهای میانی و ریز برگی.

·        علایم کمبود منگنز: لکه و نقاط برنزی کمرنگ در قاعده برگهای جوان و زردی و قرمزی روی برگهای جوان.

·        علایم کمبود مس: پژمردگی عمومی گیاه و اختلال در لقاح و تولید دانه.

 

 

 

 

 

 

روش های کوددهی

روش کوددهی در مدیریت تغذیه ای گیاهان اهمیت زیادی دارد. کوددهی باید به گونه ای باشد که عناصر مورد نیاز گیاه به شکل مناسب و در زمان موردنظر در اختیار گیاه قرار بگیرد. عوامل مختلفی نظیر نوع کود و گونه گیاه، بر روش کوددهی تأثیر گذار است

.

1- پخش سطحی (Broadcasting):

در این روش، کود، قبل از کاشت گیاه به وسیله دست یا ماشین به طور یکنواخت در تمام سطح موردنظر پخش می شود. بسیاری از مواقع پس از پخش سطحی، کود با شخم یا دیسک سطحی با خاک مخلوط می شود. این روش کوددهی برای عناصر یا کودهای محلول در آب مثل کودهای نیتروژن به کار گرفته می شود. البته در خاکهای قلیایی به ویژه در هوای گرم احتمال هدر روی آمونیاک وجود دارد. در این شرایط، به زیر خاک بردن کود ضروری است. روش پخش سطحی برای کودهای فسفر و پتاسیم دار، کارایی پایین تری دارد. در واقع این کودها به ویژه در خاکهای رسی حرکت بسیار کندی دارد و عنصر غذایی در زمان مناسب در اختیار ریشه ها قرار نمی گیرد. متأسفانه در برخی از مناطق، زارعان از این روش برای تأمین فسفر و پتاسیم استفاده می کنند. بدون اینکه به این نکته توجه داشته باشند که قرار دادن ذرات کود حاوی این عناصر در نزدیک منطقه ریشه ها با استفاده از شخم یا دیسک عمیق، ضروری است. در این روش کوددهی مقدار زیادی کود مصرف می شود. که از نظر اقتصادی مقرون به صرفه نیست. معمولاً این روش کوددهی، مواقعی استفاده می شود که بذر گیاه نیز پخش سطحی شود.

 

2- روش نواری یا خطی (Banding):

از این روش کوددهی معمولاً در زراعت هایی که به شکل نواری انجام شده باشد، استفاده می شود. در این روش، کود شیمیایی به شکل نوار در یک طرف یا دو طرف ردیف بذور به فاصله 2 تا 5 سانتی متر کنار و 2 تا 5 سانتی متر، عمیق تر از بذر قرار داده می شود. در روش نواری تثبیت کودهایی نظیر کودهای فسفاته، پتاسیم دار و کودهای عناصر کم مصرف کاتیونی به ویژه در خاکهای ریزبافت، کاهش می یابد.

علاوه بر این، در این روش در مقایسه با پخش سطحی، کود کمتری مصرف شده، علف های هرز نیز کمتر از کود استفاده می کنند. البته اگر فاصله کود با بذر گیاه کمتر از حد لازم باشد، احتمال سوختگی گیاهچه وجود دارد به علاوه با توجه به حجم محدود کوددهی شده در خاک، حجم کمتری از خاک مورد استفاده ریشه قرار می گیرد و ریشه ها در اطراف ذرات کود گسترش می یابد. این روش بیشتر برای گیاهان ردیفی و در مورد عناصری که در خاک تثبیت می شود، به کار گرفته می شود. در باغها نیز می توان از این روش به شکل خطی در کنار ردیف درختان یا نواری و دور تا دور  تنه درخت و در فاصله نصف تنه درخت تا سایه انداز درخت استفاده کرد.

 

3- تغذیه برگی (Foliar spray):

یکی از روش های تأمین نیاز غذایی گیاهان به عناصر معدنی، تغذیه برگی است. در این روش، عناصر مورد نیاز گیاه به سرعت و با کارایی نسبتاً بالایی در اختیار گیاه قرار می گیرد. کاهش مصرف کود شیمیایی و پیامدهای زیست محیطی ناشی از آن (نظیر آلودگی آبهای زیرزمینی و تخریب ساختمان خاک) از ویژگیهای این روش کوددهی است. در مواقعی که علائم کمبود مشاهده شده تأمین سریع عناصر غذایی شاخه، برگ یا میوه ضروری می باشد یا مواقعی که ریشه ها به دلایل مختلف نظیر شرایط نامساعد محیطی (دمای پایین خاک) نتواند عناصر غذایی را به خوبی جذب کند یا در شرایطی که برخی اندامهای گیاه مثل میوه، نیازمند عناصر غذایی مثل کلسیم باشد، محلول پاشی راهکار مناسبی است. برای کاهش عارضه پوسیدگی گلگاه (Blossomendrot) در گیاهان میوه دار مثل هندوانه یا لکه تلخی(Bitter bit) در سیب که ناشی از کمبود کلسیم است، محلولپاشی میوه لازم است، زیرا کلسیم در گیاه بسیار غیرپویا بوده، حتی از برگ به مقدار کافی به میوه منتقل نمی شود.

تغذیه برگی برخی عناصر نظیر بور، منگنز، روی و آهن در خاکهای آهکی کشور در مقایسه با مصرف خاکی مناسب تر است. در این خاکها، تغذیه برگی به دلیل برطرف نمودن سریع کمبود و جلوگیری از تثبیت عناصر در مقایسه با مصرف خاکی از کارایی بالاتری برخوردار است. یکی از دلایل کمبود عناصر کم مصرف، به ویژه آهن و روی در مزارع و باغهای کشور، پایین بودن قابلیت استفاده این عناصر (به دلیل pH بالا و کربنات کلسیم فراوان خاک) می باشد، در حالی که ممکن است مقدار کل عنصر در خاک بالا باشد. در چنین شرایطی با محلولپاشی عناصر، می توان به افزایش عملکرد و بهبود کیفیت محصول دست یافت.

 

تغذیه برگی در مواقع زیر توصیه می شود :

1) پایین بودن قابلیت استفاده عناصر در خاک

2) پایین بودن فعالیت ریشه در طی مرحله زایشی و تولید میوه

3) محلولپاشی با هدف بهبود کیفیت محصولات کشاورزی

 

فواید محلول پاشی

1) رشد رویشی: محلولپاشی اوره در بهار یا پاییز در درختان سیب رشد رویشی را افزایش می دهد.

2) عملکرد محصول: برطرف کردن سریع کمبود عناصر غذایی از طریق تغذیه برگی، تأثیر زیادی بر عملکرد سال جاری و آینده درختان میوه دارد.

3) کیفیت محصول: محلولپاشی روشی مناسب و مؤثر در جهت بهبود کیفیت محصولات کشاورزی است.

روش محلول پاشی:

 محلول پاشی بهتر است در صبح یا بعد از ظهر که شدت نور خورشید کمتر است انجام پذیرد. در زمان محلولپاشی دمای محیط نباید بالا (بیش از 29 درجه سلسیوس) باشد، در حالی که رطوبت نسبی بالاتر از 70 درصد مطلوب است. بهتر است بعد از محلولپاشی، آبیاری مزرعه و باغ انجام شود. افزودن مواد خیساننده نظیر محلول نیم در هزار مایع ظرفشویی جذب عناصر را افزایش می دهد. هنگام محلول پاشی نباید سرعت باد زیاد باشد. PH محلول نیز باید کنترل شود. معمولاً PH مطلوب بین 6 تا 8 است بافت های جوان و جوانه های متورم در درختان چوبی عناصر غذایی را سریعتر و بهتر از بافت های پیر و سخت جذب می کنند.در برخی مواقع که یکبار محلول پاشی کافی نباشد محلول پاشی باید در چند نوبت انجام شود.

 

4- کود آبیاری (Fertigation):

 کود آبیاری عبارت است از افزودن کود به آب آبیاری برای تأمین همزمان آب و عناصر غذایی موردنیاز گیاه. این روش در بسیاری از مناطق خشک و نیمه خشک دنیا به ویژه در جاهایی که سیستم های آبیاری قطره ای وجود دارد، متداول است. در این سیستم ها، محلول کودی غلیظ در مخازن ویژه ای تهیه شده، به داخل سیستم آبیاری تزریق می شود. این روش معمولاً برای تأمین نیتروژن به کار گرفته می شود. فسفر، پتاسیم، گوگرد، روی، آهن نیز به صورت کود آبیاری مصرف می شوند.

 

5- تزریق به داخل تنه درخت:

 روش تزریق عناصر غذایی به تنه درخت در قدیم رایج بوده است، به طوری که سوراخی داخل تنه درخت ایجاد شده، یک لوله داخل آن قرار داده می شود. ترکیبات غذایی درون لوله به تدریج جذب گیاه می شود. گاهی اوقات کپسول های حاوی مواد غذایی یا سموم در این سوراخها قرار داده می شد. در برخی از موارد، میخ هایی که سطح آنها با روی پوشش داده شده بود به تنه درخت کوبیده می شد. تزریق با فشار بالا در داخل تنه درخت در سالهای کنونی در دنیا و در کشور ما (به وسیله پژوهشگران مؤسسه تحقیقات خاک و آب) مورد توجه قرار گرفته است.

 

6- روش چالکود:

یکی از روشهای کوددهی باغها، روش چالکود است. در این روش تعدادی چاله (اغلب 3 چاله) به ابعاد 40 × 40 سانتی متر در محل سایه انداز درخت ایجاد می شود. داخل آن از کود حیوانی، گوگرد یا اسید سولفوریک 5/0 نرمال (حدود 40 میلی لیتر)، سولفات آهن و روی و اسید بوریک پر می شود. گوگرد را برای کاهش pH خاکهای آهکی قرار می دهند. به نظر می رسد این روش به ویژه در مورد فسفر و پتاسیم مؤثر تر از پخش سطحی یا مخلوط کردن کود با خاک منطقه سایه انداز درخت باشد.


 

تغذیه گیاهی در قرن بیستم و چشم انداز آن برای قرن بیست و یکم

 

بورلاگ و داسول (1994) در انجمن بین المللی علوم خاک مقاله ای پیرامون تولید جهانی غذا ارایه کردند. آنها در این مقاله بر اهمیت تغذیه گیاه در جهت افزایش مقدار تولید در قرنهای 20 و 21 تأکید نمودند. به اعتقاد ما و بدون شک، مهم ترین و تنها دلیل محدودیت تولید محصولات کشاورزی در کشورهای در حال توسعه، به ویژه در بین زارعان کم درآمد، حاصلخیز نبودن خاکها است.

بر اساس این نظریه، تغذیه گیاه نقش بس مهم و قابل ملاحظه در تولید غذای جهان، هم در گذشته و هم در آینده دارا می باشد. متخصصان اصلاح نباتات، به ویژه آنهایی که در مورد راهکارهای افزایش تولید غذا در جهان مطالعه می کنند، نظیر نورمن بورلاگ (دریافت کننده جایزه نوبل، به سبب کار بر روی ارقام گندم و برنج در مؤسسه تحقیقات بین المللی برنج که سبب انقلاب سبز و افزایش چشمگیر تولید غلات در اواسط دهه 1960 شد) بر این باور پای می فشارند (تاناکا و همکاران، 1964). اما با توجه به این که هنور شواهد قابل قبولی برای تأیید این نظریه وجود ندارد متخصصان تغذیه گیاه آن را به طور کامل قبول ندارند.

کشف عناصر ضروری جدید (عناصر کم مصرف)، شناخت بهتر سیستم های تثبیت کننده همزی نیتروژن در بقولات و سایر گیاهان، پیشرفت های علمی در شیمی خاک، زیست شناسی ریز جانداران خاک، فیزیولوژی و ژنتیک گیاهی، فناوری کودهای شیمیایی و نیز توانایی تشخیص و برطرف کردن برخی مشکلات مربوط به خاک، از عوامل افزایش تولید غذا در قرن بیستم به شمار می روند علاوه بر این در حال حاضر تعدادی از یافته های قرن بیستم مورد استفاده بوده، برخی نیز ممکن است در آینده استفاده شود.


[1] -Marate of potassium

[2] -Sulphate of potassium

[3] - Na2B4O7. 5H2O + Na2B10O16 . 10 H2O

[4] - Na2BO7 , 10H2O

[5] - H3BO3

منابع:

۱- مبانی تغذیه گیاه : دکتر امیر حسین خوش گفتار منش

۲- روش جامع تشخیص کود و توصیه بهینه کود برای کشاورزی پایدار: دکتر ملکوتی و همکاران

 

نوشته شده توسط  وحید سلمان پور  در ساعت  | لینک  |